اخبار و مقالات

نگاهی به سرمایه گذاری خطرپذیر و نقش آن در توسعه کسب وکارها / پول هوشمند اثربخش

سرمایه گذاری خطرپذیر به دلیل توأم کردن تأمین مالی با هدایت و مشاوره های مدیریتی به شرکت های کارآفرین، کارآمدترین شکل تأمین مالی نوآوری است و بسیاری از چالش های تجاری سازی، ورود به بازار، بازاریابی، بازارداری و… را برای شرکت های نوآور برطرف می کند. این نوع سرمایه گذاری مکمل بسیاری دیگر از نهادها و روش های حمایت از نوآوری است، به نحوی  که در اکثر کشورها مراکز رشد، پارک های فناوری، مراکز شتابدهی و دیگر نهادها، غالباً یا اقدام به تأسیس نهادهای سرمایه گذاری خطرپذیر وابسته به خود کرده اند یا تعاملی نزدیک با بازیگران این حوزه دارند.

این مقاله به تبیین چالش های تأمین مالی نوآوری و تجاری سازی دستاوردهای شرکت های کارآفرین پرداخته و سرمایه گذاری خطرپذیر را به عنوان راهکاری کارآمد برای مدیریت این چالش ها معرفی کرده است.

سرمایه گذاری خطرپذیر؛ پول هوشمند اثربخش

یکی از سازوکارهای کلیدی تأمین مالی نوآوری در دنیا، سرمایه گذاری خطرپذیر است؛ سرمایه خطر پذیر، پولی و اعتبارات مالی است که به همراه مشاوره های مدیریتی مداوم، بازارسازی، بازارگشایی و… توسط صندوق   ها، نهادها یا اشخاص حرفه ای فعال در این حوزه در اختیار شرکت های جوان کارآفرین، نوآور و آتیه دار قرار می گیرد.

این سرمایه گذاران معمولاً دارای کارشناسانی حرفه ای و مجرب در زمینه مدیریت کسب وکار، حسابداری امور مالی، بازاریابی و… هستند که می توانند تجربیات و ارتباطات خود را  (همراه با پشتیبانی مالی) در اختیار فن آفرینان، مخترعان، صاحبان ایده های تجاری و…  (که عمدتاً تخصص فنی درخور ولی دانش و مهارت تجاری کمی دارند) قرار دهند. شرکت سرمایه گذار را سرمایه گذار خطرپذیر می نامند و پولی که به شرکت در حال رشد داده می شود سرمایه خطرپذیر گفته می شود. 

سرمایه گذاران خطرپذیر پول هوشمند در اختیار کسب وکارهای نوآور و کارآفرین قرار داده و با تصدی کرسی مدیریتی  (معمولاً با حق امضای مالی)، علاوه بر مشارکت در هدایت شرکت، تجربه تجاری و ارتباطات بازار خود را در اختیار این شرکت ها قرار می دهند؛ نرخ موفقیت تجاری نوآوری های تحت پوشش این نوع سرمایه گذاران بسیار بالاتر از میانگین است، به نحوی که ده   ها سال است که سرمایه گذاران خطرپذیر با حمایت از شرکت های کوچک، کارآفرین و فناورانه، نقش چشمگیری در خلق فرصت های شغلی، رشد اقتصادی و افزایش توان رقابت بین المللی کشورها داشته اند. شرکت های معتبری مانند  «اپل»،  «مایکروسافت» و  «گوگل» از معروف   ترین بنگاه هایی هستند که در مسیر توسعه ابتدایی خود از سرمایه های خطرپذیر استفاده کرده اند. 

این نوع سرمایه گذاری هم در آمریکا و هم در برخی کشورهای توسعه یافته و درحال توسعه، یکی از ارکان اصلی پیشرفت مبتنی بر نوآوری و تأمین مالی شرکت های کارآفرین و فناوری بنیان است. لذا حمایت از توسعه این نوع سرمایه گذاری، موجب توسعه تجاری سازی نوآوری در کشورها خواهد شد.

تاریخچه و منشأ پیدایش

هرچند بسیاری سرمایه گذاری خطرپذیر را به قدمت تاریخ بشر و حتی نقاط عطفی چون سرمایه گذاری ملکه و برخی درباریان پادشاهی اسپانیا در سفر پرمخاطره کریستف کلمب در سال های پایانی قرن پانزدهم می دانند، اما برای نخستین بار این واژه به شکل کنونی آن، توسط فردی به نام جین وایتر در سال ۱۹۳۹ در همایش عمومی انجمن بانکداران آمریکایی به کار رفت و از آن  پس به شکل تخصصی به عنوان سازوکاری برای تأمین مالی شرکت های جوانی که توان بالقوه ای برای رشد دارند توصیف شد.

با این  حال شکل گیری صنعت سرمایه گذاری خطرپذیر به معنای مدرن آن  (به غیر از دهه  های ۲۰ و ۳۰ که راکفلر و دیگرانی که در بعضی از حوزه های نو سرمایه گذاری می کردند) به اوایل دهه  ۴۰  میلادی در آمریکا بازمی گردد. شکل گیری عملی این نوع سرمایه گذاری بعد از جنگ جهانی دوم و در مجموعه شرکت های مرتبط با صنایع نظامی در آمریکا شکل گرفت. دولت آمریکا به خصوص در آن مشارکت داشته است.

مشارکت دولت آمریکا بیشتر به شکل حمایتی و بسترسازی بوده، بدین معنا که شرکت های سرمایه گذار در صنایع کارآفرین و ایده های نو، از مالیات معاف می شدند یا از افراد سرمایه گذار در این ایده ها و شرکت ها، مالیات کمتری اخذ می شده است.  (ابوجعفری، ۱۳۹۰).

این نوع سرمایه گذاری هم در آمریکا و هم در برخی کشورهای توسعه یافته و درحال توسعه، یکی از ارکان اصلی پیشرفت مبتنی بر نوآوری و تأمین مالی شرکت های کارآفرین و فناوری بنیان است، به نحوی  که بسیاری از شرکت های بزرگ دنیا در دره سیلیکون مستقر هستند  (مانند اپل، یاهو، آمازون، گوگل و… از این طریق کسب وکار خود را تأمین مالی کرده اند.) موفقیت دره سیلیکون در تولید و تجاری سازی فناوری های پیشرفته سبب شد اقتصادهای دیگر در سایر نقاط دنیا با نگاه حسرت آمیزی پیشرفت این منطقه را نظاره گر باشند، این امر باعث شد تا کشورها برنامه های مختلفی را برای توسعه صنعت سرمایه گذاری خطرپذیر پیگیری کنند. بااین حال روند توسعه این صنعت در جهان به گونه ای بوده است که بیشترین اثر را در آمریکا و در مرحله بعد برخی دیگر از کشورهای توسعه یافته اروپایی داشته است.
 
چالش های تأمین مالی کارآفرینی

تحقیقات مختلف نشانگر آن است که فعالیت های نوآورانه به سختی در یک بازار رقابتی آزاد تأمین مالی می شوند. سابقه پژوهشی این موضوع به دوران پس از جنگ دوم جهانی و تحقیقات برخی صاحب نظران برجسته حوزه نوآوری  (نظیر شومپیتر  (۱۹۴۲)، نلسون  (۱۹۵۹) و ارو  (۱۹۶۲)) بازمی گردد. این تحقیقات بعدها توسط محققین دیگر آزمون و توسعه داده شد – مثلاً منسفیلد  (۱۹۸۱)، لیوان و دیگران  (۱۹۸۷) و لاندوال و همکاران  (۲۰۰۳)-  (ابوجعفری و همکاران، ۱۳۹۳).

مهم ترین مسئله تأمین مالی نوآوری از این  قرار است که خروجی اولیه منابعی که به نوآوری تخصیص داده می شود، دانش چگونگی تولید کالاها و خدمات جدید را ایجاد می کند. این دانش غیررقابتی است؛ بدین معنا که اگر توسط بنگاهی این دانش به کار گرفته شود، این امر مانع آن نخواهد بود که در بنگاه دیگر مورد بهره برداری قرار گیرد.

تا وقتی  نتوان دانش را محدود نگه داشت، بازده سرمایه گذاری در دانش را نمی توان متناسب با منابعی که بنگاه به آن اختصاص داده محاسبه کرد، بنابراین بنگاه ها نسبت به این گونه سرمایه گذاری ها بی میل خواهند بود که درنهایت منجر به کمبود سرمایه گذاری در فعالیت های نوآورانه خواهد شد. دستاوردهای تحقیقاتی رومر و دیگر محققین همگام با او  (از ۱۹۸۶ به بعد)، منجر به ایجاد نوعی مدل رشد درون زا در اقتصاد کلان  (براساس اصل بازده صعودی) شد که نشان می داد استفاده یک فرد از دانش، مطلوبیت فرد دیگر را کاهش نمی دهد. تحقیقات مختلف نشان داده است که حتی در مواردی که بنگاه ها به نوآوری تقلیدی روی می آورند، ناگزیرند هزینه زیادی بابت مهندسی معکوس و دستیابی به توانمندی استفاده از فناوری اولیه بپردازند  (بین ۵۰ تا ۷۰ درصد هزینه نوآوری اولیه).

این همه در حالی است که سرمایه گذاران خطرپذیر ریسک بیشتری از دیگر انواع سرمایه گذاران می پذیرند و فعالیت شان معمولاً مراحل اولیه فعالیت تجاری را نیز دربرمی گیرد، مراحلی که به دلیل ریسک بالا برای دیگر منابع تأمین مالی جذاب نیست. به عبارت دیگر، به علت ریسک ذاتی نهفته در موفقیت طرح های کارآفرینی و فعالیت های نوآورانه  (که اغلب دارایی های نامشهود دارند) و ماهیت بلندمدت بازگشت سرمایه در این نوع فعالیت ها، سازوکارهای مالی اعتباری و بانکی  (مبتنی بر وثیقه گذاری دارائی های مشهود) روش مناسبی برای تأمین مالی آنها نیست.

جمع بندی: سرمایه گذارانی از جنس کارآفرینان

از دیرباز چالشی میان کارآفرینان و تأمین  کنندگان منابع مالی نوآوری مطرح بوده و آن اینکه هر دو احساس می کردند آن دیگری تنها به عنوان ابزاری برای رفع نیاز و رسیدن به هدف به او می نگرد. چالش های مداوم و جدا شدن های زودهنگام و خونین، سرنوشت بسیاری از چنین سرمایه گذاران و کارآفرینان بوده است اما در روابط میان کارآفرینان و سرمایه گذاران خطرپذیر، این سرمایه گذاران تنها نقش تأمین  کنندگان منابع مالی را ندارند و با مشارکت در مدیریت، بازاریابی راهبردی و برنامه ریزی شرکت های مورد نظر، به رشد آنها کمک می کنند.

همچنین با اشتراک گذاری اعتبار تجاری و کانال های ارتباطی خود، به بازارسازی و توسعه جایگاه شرکت کارآفرین و نوآور و دانش بنیان در بازار کمک می کنند؛ آنها شریک کارآفرین می شوند، نه فقط در سود و زیان، که در فرآیند و توسعه کار. به  بیان  دیگر آنها فقط تأمین کننده منابع مالی نیستند، سرمایه گذارانی هستند از جنس خود کارآفرینان.

مشاور مالی و سرمایه‌گذاری

نوشته های مشابه

دکمه بازگشت به بالا